X
تبلیغات
ساحل دانش - تفاوتهای زن و مرد(استاد غلامحسین فرجی)(اخلاق اسلامی)

ساحل دانش

اراده های قوی جز در لباس عمل و کردار ظهور نمی یابند

تفاوتهای زن و مرد(استاد غلامحسین فرجی)(اخلاق اسلامی)

عجب حرف مزخرفي معلوم ميشود هنوز هم در گوشه و كنار افرادي پيدا ميشوند كه طرز تفكر قرون وسطائي دارند و فكر كهنه و پوسيده تفاوت زن ومرد را دنبال ميكنند و خيال ميكنند زن و مرد با يكديگر تفاوت دارندوزن جنس پست تر است

امروزه معلوم شده تمام اين حرفها جعلياتي بوده كه مردان به حكم زور گوئي در دوره ي تسلط بر زن ساخته بودند.معلوم شده زن جنس برتر و مرد جنس پست تر  و ناقصتر است.

 

 

بعضي اصرار دارند تفاوت زن ومرد را در در استعدادهاي جسمي و رواني به حساب ناقص بودن زن و كاملتر بودن مرد بگذارند چنين وانمود ميكنند كه قانون خلقت بنا به مصلحتي زن را ناقص آفريده است.

ناقص الخلقه بودن زن پيش از آنكه در ميان ما مردم مشرق زمين مطرح باشد در ميان مردم غرب مطرح بوده است. آنان گاهي از زبان مذهب و كليسا گفته اند :

(( زن بايد از اينكه زن است شرمسار باشد ))

(( زن آخرين موجود وحشي ست كه مرد او را اهلي كرده است))

((زن برزخ ميان حيوان وانسان است))

از اين عجيب تر اينكه غربيان با يك گردش صد و هشتاد درجه اي اكنون ميخواهند با هزار و يك دليل ثابت كنند كه مرد موجود ناقص الخلقه و پست و زبون و زن موجود كامل و برتر است.

به هر حال تفاوت هاي زن و مرد تناسب است نه نقص و كمال. قانون خلقت خواسته است با اين تفاوتها تناسب بيشتري ميان زن و مرد كه قطعا براي زندگي مشترك ساخته شده اند و مجرد زيستن انحراف از قانون خلقت است به وجود آورد .

 

 

 

اين مسئله يك مسئله تازه كه در قرن ما مطرح شده باشد نيست حد اقل چندين هزار سال سابقه دارد. زيرا اين مسئله به همين صورت در كتاب جمهوريت افلاطون مطرح است.

افلاطون با كمال صراحت مدعي است كه زنان و مردان داراي استعدادهاي مشابهي هستند و زنان ميتوانند همان وظائفي را عهده دار شوند كه مردان عهده دار ميشوند و از همان حقوقي بهره مند گردند كه مردان بهره مند ميگردند.

افلاطون معتقد است همان طور كه به مردان تعليمات جنگي داده ميشود به زنان نيز بايد داده شود همان طور كه مردان در مسابقات ورزشي شركت ميكنند زنان نيز بايد شركت كنند.

اما دو نكته در گفته ي وي هست:

 يكي اينكه اعتراف ميكند زنان از مردان چه در نيروهاي جسمي چه در نيرو هاي روحي نا توان ترند يعني تفاوت زن و مرد را از نظر كمي اعتراف دارد هر چند مخالف تفاوت كيفي آنها از لحاظ استعدادها است. افلاطون معتقد است استعدادهايي كه در مردان و زنان وجود دارد مثل يكديگر است. چيزي كه هست زنان در هر رشته اي از رشته ها از مردان ناتوان ترند و اين جهت سبب نمي شود كه هر يك از زن و مرد به كاري غير از كار ديگري اختصاص داشته باشند.

افلاطون از آن جهت كه زن را از مرد ضعيف تر مي داند خدا را شكر ميكند كه مرد آفريده شده نه زن.

 

ارسطو معتقد است كه تفاوت زن و مرد تنها از جنبه كمي نيست از جنبه ي كيفي نيز متفاوتند او مي گويد نوع استعدادهاي زن و مرد متفاوت است و وظائفي كه قانون خلقت به عهده هر يك از آنها گذاشته و حقوقي كه براي آنها خواسته در قسمتهاي زيادي با هم تفاوت دارد. به عقيده وي فضائل اخلاقي زن و مرد نيز در بسياري از قسمتها متفاوت است يك خلق و خوي مي تواند براي مرد فضيلت شمرده شود و بران زن فضيلت نباشد و برعكس.

خلاصه كلام نظريات ارسطو نظريات افلاطون را در دنياي قديم نسخ كرد دانشمنداني كه بعد ها آمدن نظريات ارسطو را بر نظريات افلاطون ترجيح دادند.

اما به نظر من اين خود افلاطون بود كه نظرش را فسخ كرد چون شكري كه به خاطر مرد بودنش نمود پرده اي بر سخنانش كشيد و اما تنها با يك بخش از نظرات ارسطو موافقم آن هم اينكه فضائل مرد و زن با هم متفاوتند زيباترين فرقي كه ميتوان براي اين دو مخلوق زميني بر شمرد تفاوتي كه براي هر يك از زن و مرد ارزشي خاص را مي طلبد

 

احساسات زن و مرد به يكديگر

 

مرد بنده شهوت خويشتن است و و زن در بند محبت مرد است مرد زني را دوست ميدارد كه او را پسنديده و انتخاب كرده باشد و زن مردي را دوست ميدارد كه ارزش او را درك كرده باشد و دوستي خود را قبلا اعلام كرده باشد مرد ميخواهد شخص زن را تصاحب كند و در اختيار بگيرد و زن ميخواهد دل مرد را مسخر كند و از راه دل او بر او مسلط شود مرد ميخواهد از بالاي سر زن بر او مسلط شود و زن ميخواهد از درون قلب مرد بر مرد نفوذ كند مرد ميخواهد زن  را بگيرد زن ميخواهد او را بگيرند زن از مرد شجاعت و دليري ميخواهد و مرد از زن زيبايي و دلبري زن حمايت مرد را گرانبها ترين چيزها براي خود ميشمارد زن بيش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلط شود شهوت مرد ابتدائي و تهاجمي است و شهوت زن انفعالي و تحريكي.

از نظر من اين زن است كه ميخواهد مردش سرش را با غرور بالا بگيرد و بگويد من برترم والا اگر يك زن فقط يك زن بخواهد از قدرتي كه در  وجودش نهفته است استفاده كند تمام مردها را به زانو در مي آورد پس اين خود زن است كه نمي خواهد مرد خودش را كمتر از او بداند.

 

كليو دالسون ميگويد: به عنوان يك زن روانشناس بزرگترين علاقه ام مطالعه روحيه مرد هاست . چندي پيش به من ما موريت داده شد كه تحقيقاتي در باره عوامل رواني زن و مرد به عمل آورم و به اين نتيجه رسيده ام

 

1.  تمام زنها علاقمندند كه تحت نظر شخص ديگري كار كنند و به طور خلاصه از مرئوس بودن و تحت نظر رئيس كار كردن بيشتر خوششان مي آيد.

2.       تمام زنها ميخواهند احساس كنند كه وجودشان مورد نياز و موثر است.

 

سپس اين خانم اين طور اظهار ميكند :

به عقيده من اين دو نياز روحي زن از اين واقعيت سرچشمه ميگيرد كه خانمها تابع احساسات و آقايان تابع عقل هستند . بسيار ديده شده كه خانمها از لحاظ هوش نه فقط با مردان برابري ميكنند بلكه گاهي در اين زمينه از آنها برتر هستند . نقطه ضعف خانمها فقط احساسات شديد آنهاست مردان هميشه عملي تر فكر ميكنند بهتر قضاوت ميكنند سازمان دهنده بهتري هستند و بهتر هدايت ميكنند پس برتري روحي مردان بر زنان چيزي است كه طراح آن طبيعت مي باشد هر قدر هم خانمها بخواهند با اين واقعيت مبارزه كنند بي فايده خواهد بود خانمها به علت اينكه حساستر از آقايون هستند بايد اين حقيقت را قبول كنند كه به نظارت آقايان در زندگيشان احتياج دارند بزرگترين هدف خانمها در زندگي تامين است. و وقتي به هدف خود نائل شدند دست از فعاليت ميكشند زن براي رسيدن به اين هدف از روبرو شدن با خطرات بيم دارد ترس تنها احساسي است كه زن در بر طرف كردن آن به كمك احتياج دارد كارهائي كه به تفكر مداوم احتياج دارد زن را كسل و خسته ميكند.

 

و اما نظر خودم در مورد فرمايشات خانم دالسون

من با بخشي از  سخن ايشان كه ميگويند  خانمها به علت اينكه حساستر از آقايون هستند بايد اين حقيقت را قبول كنند كه به نظارت آقايان در زندگيشان احتياج دارند

 كاملا مخالفم اين نظارتي كه ايشان ميفرمايند با يد كاملا دو طرفه باشد چون مردها هم نقايصي و معايبي دارند و مطمئنن با كنترل يك زن هست كه ان نقصها در پشت پرده باقي ميمانند

و اما در مورد اينكه گفتند  مردها سازمان دهنده بهتري هستند و بهتر هدايت ميكنند كاملا مخالفم چون اگر زني در كنار مرد نباشد هيچ يك از كار هاي مرد سازمان يافته نيست زن به خاطر زكاوتي كه دارد بهتر از مرد ميتواند كارها و امور را هدايت نمايد

 

 

بي شك زن و مرد تفاوتهايي از نظر جسم و روح دارند و به همين دليل در احراز پست ها متفاوتند و هر كاري از كسي ساخته است ولي هيچ يك از اينها دليل بر تفاوت شخصيت انساني آنها و يا تفاوت مقامشان در پيشگاه خداوند نيست و از اين نظر هر دو كاملا برابرند و به همين دليل معياري كه بر شخصيت و مقام معنوي آنها حكومت ميكند يك معيار بيش نيست و آن ايمان وعمل صالح و تقواست كه امكان دسترسي هر دو به آن يكسان ميباشد .

خداوند متعال ميفرمايد:

هر كس عمل صالح انجام دهد در حالي كه مومن است خواه مرد باشد يا زن به او حيات پاكيزه ميبخشيم و پاداش آنها را به بهترين اعمالي كه انجام داده اند خواهيم داد.

آيه فوق با صراحت برابري زن و مرد را نسبت به هدف عالي آفرينش بيان كرده و دهان بيهوده گوياني را كه در گذشته يا حال در شخصيت انساني زن شك و ترديد داشتند و يا يراي او مقامي پايين تر از مقام انساني مرد قائل بودن ميبندد.

و ضمنا منطق اسلام را در اين مسئله مهم اجتماعي آشكار ميسازد و ثابت ميكند كه بر خلاف پندار كوته فكران اسلام دين مردانه نيست بلكه به همان مقدار كه به مردها تعلق دارد به زنان نيز تعلق دارد .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 9:19  توسط سحراسماعیلی خواه  |